ابتذال در سینمای ایران
ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٤ تیر ،۱۳۸٩  کلمات کلیدی: فساد در فیلم

چند روز گذشته بسیاری از رسانه های سایبری وابسته به سران فتنه از یک سو و وابستگان به اصلاحات امریکایی از سوی دیگر دولت دهم را به افزایش فساد و ابتذال در سینمای ایران متهم نمودند.....

 

 


چند روز گذشته بسیاری از رسانه های سایبری وابسته به سران فتنه از یک سو و وابستگان به اصلاحات امریکایی از سوی دیگر دولت دهم را به افزایش فساد و ابتذال در سینمای ایران متهم نمودند.....

سینمای ایران محصول برخورد شاه های قاجار با سخت افزار فرهنگی مغرب زمین تمدن می باشد و از آنجایی که شاهزاده های قاجار عامل اساسی پیروزی دول بیگانه در جنگ های آن دوران و استیلای بلامنازع دول غربی را در تکنولوژی پیشرفته ی آنان جستجو می نمودند. نا خواسته اولین ابزار تهاجم فرهنگی را با دستان خود به کشور وارد نمودند.

پس از سقوط سلسله ی قاجار و روی کار آمدن رضا قلدر پهلوی و ایجاد مدرنیزاسیون دستوری از سوی تمدن غرب در غالب تجدد گرایی و دین ستیزی اوضاع دگرگون شد. شاه پهلوی خود عاشق و دلباخته ی ابتذال بود و اصولا مخالفت وی با حجاب و سایر شعائر مذهبی جهت اشاعه ی فحشا در کشور برای کامجویی رضا شاه بوده است و لاغیر که شواهد تاریخی غیر قابل انکار بسیاری وجود دارد. محمد رضا پهلوی هم خود در فساد و فحشا پرورش یافته بود و دربار، ملکه ی مادر، خواهران، برادران و همسران وی همچون خود محمدرضا شاه در فساد و تباهی غوطه ور بودند. اسناد بر جا آمده از جمله کاتالوگ های ارسالی از سوی فاحشه خانه های اروپایی جهت انتخاب اعلی حضرت و ... کاملا غیر قابل تردید و انکار می باشد. پس اصولا سلسله ی منحوس طاغوتی علاقمند به فساد بود و برای آنکه مردم نتوانند به این فساد ها و کثافت کاری ها اعتراض نمایند، دکترین فاسد نمودن مردم را در پیش گرفتند.

 

نگاهی اجمالی به سینمای دوران پهلوی خود نمایانگر اوج فساد و فحشاء در قالب فیلم های اکرانی و برنامه های پخش شده از تلویزیون آن وقت می باشد. پس شاه فاسد و دربار فحشاء محور برای آنکه بتواند راحت تر به فسق و فجور بپردازد سعی نمود مردم را فاسد نماید و در این راستا از هر ابزاری من جمله سینما بهره جست. سخن را در مورد سینمای قبل از انقلاب می بایست کوتاه نمائیم زیرا همگان حتی نسل های چهارم انقلاب هم از آن آگاه هستند. اما پس پیروزی شکوهمند حق علیه باطل در سال 57 اوضاع دگرگون شد، نسلی جدید پا به عرصه ی هنری نهاد که قصد داشت تخصص، هنر و تعهد را باهم ترکیب نماید، از این روست که ارزنده ترین آثار سینمایی تاریخ کشور در این دوران تهیه و تنظیم شده است.

پس از آغاز جنگ تحمیلی نسل جدیدی از هنرمندان تربیت یافته ی مکتب امام روح اله پا به عرصه ی دفاع فرهنگی نهادند و حقانیت و مظلومیت این ملت بی دفاع را در دفاع از خاک و ناموس به نمایش کشیدند، سینمای دفاع مقدس محصول تفکر و تدبر کسانی است که جنگ را با پوست و استخوان دریافته بودند و می خواستند آرمان های این ملت عدالت جو را بر پرده نمایش هنرمندانه ترسیم نمایند.

پس از پایان جنگ و دور شدن اهالی هنر از حال و هوای دفاع فرهنگی به مرور زمان قالب و چارچوب آثار هنری، اجتماعی گشت و در دوران سازندگی کشور اغلب آثار تولید شده به نوعی با مسائل اجتماعی آن زمان گره خورده است، جامعه ی جنگ زده و مشکلات گریبان گیرش خود موضوع محوری آثار تولید شده ی این دوران است.

 

پس در سه دوره ی فوق یعنی :

 

1. دوران سینمای انقلابی با هدف گسترش و تبلیغ ارزش های انقلاب.

 

 

2. دوران سینمای دفاع مقدس با هدف نمایش حقانیت و مظلومیت مدافعان بی دفاع کشور.

 

 

3. دوران سینمای اجتماعی با هدف نمایش ناهنجاری های گریبان گیر کشور پس از جنگ.

 

 

در طول مدت سال های 1357 تا 1376 با روندی سالم و بدور از هرگونه فساد و فحشاء در کنار انقلاب و اصول آرمانی کشور وظیفه ی خویش را تمام و کمال انجام داده است. اما از دوم خرداد منحوس و سرکار آمدن اصلاح طلبان امریکایی، وطن فروشان غرب زده اوضاع دگرگون شد. انگار که هنجارها و ناهنجاری ها جای خود را باهم تعویض نمودند. سینمای انسان نگر بر مبنای دیانت جای خود را به سینمای انسان محور بر مبنای سکولاریسم داد. در این شرایط است که چارچوب مورد نیاز سینما نیز از قالب های گذسته خارج و قالب و شکل گیشه ای به خود میگیرد. سینمای گیشه ای اصولا سینمایی بی هویت است و فلسفه ی وجودی اش نیز سرگرم نمودن جوانان و تبلیغ نوعی خاص از زندگانی مطابق با فرهنگ غربی است، سینمای گیشه ای اصولا بر مبنای چهرهای جذاب اعم از مرد و زن بنیان نهاده می شود. هجو، جملات آلوده و زشت و کشش های جنسی و غیر اخلاقی از ویژگی های این نوع سینما می باشد. بر این اساس است که سینمای پس از انقلاب برای اولین بار با ابتذال روبرو میگردد. هنرپیشه های زن و مرد می بایست با سر و وضع زننده حضور پیدا نمایند تا این نوع برهنگی فرهنگی در کشور ما فرهنگ شود. زندگی خصوصی این هنرمندان نیز می بایست به گونه ای اثر گرفته از آثار و نقش های انان در سینما باشد تا اوضاع طبیعی تر جلوه نماید و .....

 

این سینمایی که وصف آن را تا حدودی بیان نمودم، در مدت 8 سال از 1376 تا 1384 بر اتمسفر فرهنگی کشور غالب بود. ایجاد فساد و تباهی در هنر در راس امور فرهنگی اصلاح طلبان امریکایی قرار گرفت. کار بجای رسید که یک کارگردان زن فاسد اعلام داشت که سینمایی که در آن نشود اتاق خواب و فرآیند های در جریان آن را نمایش داد سینما نمی باشد .....

 

شما قضاوت کنید که ابتذال از کجا وارد سینمای پس از انقلاب شد.

 

اما پس از روی کار آمدن رئیس جمهور شجاع و مردمی دکتر محمود احمدی نژاد اوضاع دگرگون شد، با کمک برخی از دست اندر کاران فرهنگی این روند رو به رشد ابتذال کند گردید و راهکار هایی برای ممانعت از رشد روز افزون فساد در سینما های کشور اندیشیده شد. بگونه ای که داد و فریاد رسانه های غربی در مقابل این عملکرد اصولی رئیس جمهور در آمد. مردم انقلابی و با فهم ایران هم از کاهش فساد و ابتذال در سینماهای کشور خشنود گشتند و مجددا با حضور در سینما ها رضایت خویش را ابراز نمودند. پس ماجرای این داد و فریاد های سران فتنه و رسانه های وابسته به آنها چیست؟ دولت که تمام سعی خویش را در محدود ساختن ابتذال در سینما به کار برده است. در حقیقت اصلاح طلبان امریکایی که چند صباحی است جهت حفظ بقای سیاسی خویش راه را از سران فتنه جدا نموده اند قصد دارند با چنین جو سازی هایی جا نماز آب بکشند. در واقع این روباه صفتان خوب دریافته اند که مردم با ابتذال ایجاد شده توسط آنان مخالفند پس هم اینک رنگ عوض کرده اند و سعی دارند خود را مسلمان تر از باقی آحاد ملت نشان دهند. باز جای شکرش باقی است که این کفتار ها هرچند به ظاهر هم توبه نموده اند. ولی این قیل و قال ها نمی تواند ارزش کار دولت های نهم و دهم را در کند نمودن سرعت رشد ابتذال در سینماهای کشور و معکوس نمودن این روند را کاهش دهد. واقعیت امر آن است که ما امروز در حال درمان مرضی سرطانی هستیم که عامل ایجاد آن پیوند نامیمون اصلاحات و امریکا و در یک کلام فرزند نامشروعی به نام اصلاحات امریکایی می باشد. پس آقایان اصلاح طلب، ای فقر زدگان فرهنگی، آدرس را اشتباه ندهید، شما مولد ابتذال در هنر کشور هستید و ما در حال درمان این بیماری فرهنگی هستیم.